محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2422
مرآة البلدان ( فارسى )
اتفاق افتاد حسب الحكم قبلهء عالم در ركاب حشمة الدولهء مرحوم به سلطانيه آمدم . چون اجتماع هر دو در كرمانشاهان ميسر نبود من ملتزم ركاب مستطاب شدم و در سفر قراچهداغ و اردبيل و فتحها و شكستها همهجا در اردوى خاقان مغفور بودم . وقتى كه موكب اقدس عزم مراجعت تصميم فرمود اين بنده را با منشورى عطوفت دستور مصحوب نواب مستطاب شاهزاده عبد الله ميرزاى « 4 » مرحوم مأمور به خدمت وليعهد منصور فرمود و آنوقت موكب وليعهدى در كنار رودخانهء ارس بود . بعد از شرفيابى و توقف چند روز مراجعت به شهر تبريز فرمودند و در همهجا و همهوقت واقف حضور و ملتزم ركاب بودم تا بهار سنهء يك هزار و دويست و چهل و دو در رسيد و موكب و الا به عزم قتال و جهاد روسيه عزم حركت فرمود . در خلال اين احوال جمعى از خوانين كرمانشاهان به استدعاى ماموريت و حكومت اين بنده وارد تبريز شدند . چون چند روز پيش از ورود آنها حضرت وليعهد ، نشر مكرمت و بذل مرحمت فرموده دوباره همدان و بلوك قراگوزلو و گروس را به اين بنده تفويض فرموده بودند استدعاى كرمانشاهانيها چندى در عقدهء تعويق ماند و اين بنده در ماه ذى القعدهء سنهء يكهزار و دويست و چهل و دو وارد همدان شد . آنچه بشاشت و مسرت و شكرگزارى از صغير و كبير و زن و مرد آن ملك به ظهور رسيد حكايتى است كه الى حال در افواه و السنه مذكور و مشهور است . بعد از سه ماه توقف منشور حكومت كرمانشاهان و سنقر و بابان و دهات و شهرزور شرف وصول ارزانى داشت و ضميمهء همدان و قراگوزلو و مضافات شد . اين بنده حسب الحكم در همدان نايب تعيين كرده روانهء دار الدوله « 5 » گرديد و دو سه ماهى از ورود به آن حدود گذشته بود كه قضيهء غلبهء روسيه به تبريز و آذربايجان و حركت اميرزادگان عظام و خادمان حرم وليعهدى به سمت همدان روى داد . اين بنده به جهت استقبال و پرسش حال و قرار امور مخدرات معظمات لابد به مراجعت همدان شد و بعد از انجام شرايط خدمت و ميزبانى عود به كرمانشاهان كرد و ده هزار سرباز و سوار با توپخانه
--> ( 4 ) - عبد الله ميرزاى دارا پسر يازدهم فتحعلى شاه كه ساليان دراز حكومت زنجان داشت . ( 5 ) - دار الدوله - شهر كرمانشاه .